زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه 7 سال و 9 ماه و 2 روز سن دارد
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه 2 سال و 3 روز سن دارد

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

اولین سال حضورت پیش مامان

سلام دخمل زیبای مامان امیدوارم خوب و خوش باشی و هی  تو دل مامانی وول بخوری و هی لگد بزنی   دختر قشنگم امروز 29 اسفند ماه 1392 آخرین روز از ساله و امشب حدود ساعتای 8 و نیم لحظه سال تحویله ولی نمیدونم چرا امسال مثل سالهای قبل حس و حال سال جدید رو ندارم خوشحال نیستم از نظر روحی آمادگی ندارم باورم نمیشه فردا اولین روز سال 93 هستش   به یاد ندارم هیچ سالی اینجوری بوده باشم   میگم شاید بخاطر وجود نازنینی مثل تویه بخاطر استرس و اضطرابی که از اینده و سال 93 دارم   سال 93 برام سال مهمیه....یه جورایی شاید بتونم بگم بهترین سال زندگی من که خدا یه فرشته کوچولوی مهربون رو از بهشتش به...
29 اسفند 1392

سلام دختر قشنگم

سلام زینب مامان   مامانی زیاد وقت ندارم میخوایم بریم خونه خاله روضه   آخه دو روز دیگه شهادت حضرت فاطمه (س) است و طبق معمول همه جا روضه است   مامانی خلاصه میکنم برات   دیروز عصر با مادر جون و خاله فاطیما رفتیم دکتر   دکتر بهم گفت نی نی ات کوچولویه اندازه 22 هفته نیست 20 هفته است ولی بهداشت روز قبلش به مامانی گفته بود نی نی ات رشدش خوبه و همون 22 هفته است دیگه یه پودر به مامانی داد که بخورم که شما وزن بگیری   بعدشم گفت همین الان برو سونو و جواب رو برام بیار که اگه وضعیت خطری باشه سرکلاژ بشی نمیدونی چقدر منو ترسوند   دیگه یه چند جا سونوگرافی رفتیم متاسف...
22 اسفند 1392

بهداشت نوبت سوم

سلام فرشته آسمونی من امروز روز خوبی بود رفتم بهداشت یکم میترسیدم چون بابایی یادش رفته فتو کارتشو بهم بده که ببرم بهداشت تحویل بدم گفتم اگه بهم بگه کو ؟ چی بگم...!!! ولی خداروشکر کسی ازم نخواست مامان جونم همه چی خوب بود خداروشکرررر اول رفتم رو وزنه خداروشکر وزنم خوب اضاف شده بود و از نمودار بالاتر زده بود بعد فشارم رو گرفت که خداروشکر اونم خوب بود بعدم صدای قلب شما رو شنیدم خداروشکر گفت نی نی ات خوبه اوضاش، رشدش و همه چیش   این دفعه مامانی با مادر جونت رفتم بهداشت مادر جونت هم صدای قلب نوه شو شنید   دفعه بعد هم برای 26 فروردین نوبت داد اون موقع شما تو ماه هفت هستی انشا الله   ...
20 اسفند 1392

:-*

سلام خوشکل مامان   امیدوارم خوب باشی   فرزند دلبندم ماه پنجتم به سلامتی تموم میشه فردا   دیشب داشتیم با بابایی میگفتیم فقط 4 ماه مونده به در آغوش کشیدنت و البته دور بودن من و بابایی مامان جونم ما این دوری رو برای سلامتی تو تحمل میکنیم   و از خدا میخوایم تو رو صحیح و سالم بغلمون بزاره     فدات بشممممممممممم من   ...
15 اسفند 1392

بابایی باز رفت:-(

راستی یادم رفت بگم بابایی امروز صبح از پیشمون رفت   میدونم تو هم ناراحتی از رفتن بابایی   ولی یه تشکر حسابی باید ازت بکنم که بالاخره خودتو به بابایی نشون دادی و اونم تونست حست کنه نمیدونی چقدر ذوق کرد...و منم از ذوق کردن اون کلی ذوق کردم ..... خوشحالم از این موضوع   آخه بابایی میگفتم نی نی مون باهام قهره منو دوست نداره   ولی خوب سرافرازم کردی فدات شمممممممم     خوبی این بار (رفتن بابایی) اینه که سه هفته  دیگه دوباره میاد پیشمون و من از این قضیه خیلی خوشحالم و زیاد دلتنگی نمیکنم   فقط برای سلامتی باباجون دعا کن فدات شم   می بوسمت  ...
15 اسفند 1392

فرشته من سلام

سلام مامان جونی   خوبی فدات شم   چیزی برای گفتن ندارم   ولی چون امروز چهار ماه و نیمت تموم شد  گفتم بیام و برات بنویسم   مامانی یه چند روزی شده تنبل شدی  زیاد به شکم مامانی نمیزنی مامانی زیاد حست نمیکنه عزیزم   تو نمیدونی مامانی چقدر از اینکه تو وول وول میخوری و ضربه میزنی انرژی و امید میگیره اگه میدونستی همه اش میزدی   فرشته اسمونی من دوستت دارم یه عالمه، یه روز حست نکنم اعصابم داغون میشه دیوونه میشم فکرم همش مشغولهههه   مامانی رو ناراحت نکن باشه گلکم؟   حتی حاضرم خواب شبم رو با تکونات ازم بگیری و بدخوابم کنی ولی تکون بخوری و حست کنم...
1 اسفند 1392
1